چهار قرن حضور شرافتمندانه وسازنده گرجيان در ميهن خود ایران


ایران سرزمین اقوام شریفی است که دارای تاریخ

، فرهنگ  و فلکلور خاص و غنی بوده و قرنهاست در کمال مسالمت ضمن پیوند تاریخ و فرهنگ برای اعتلا و آبادانی این مرز پر گهر می کوشند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گرجیها مردمی نجیب ، مهمان نواز ، مقاوم و ستمدیده هستند که تاریخی پر فراز و نشیب را برای بقای خود پشت سر نهاده اند.تاریخ مردم گرجی ماجرای تلاش و مبارزه قومی است که از ابتدای تاریخ در ایجاد و توسعه تمدن انسانی پر بار سخت کوشیده اند. گرجیها ساکنان اولیه گرجستان ، و از نژاد پونتوزاگرس می باشند. زبان آنها گرجی و دارای خط و نوشتار ویژه متشکل از سی وسه حرف می باشد. یونانیان باستان با مشاهده سخت کوشی گرجیها بدانها نام گئورک یعنی کشاورز دادند.

گرجیها خود را کارتول و خاستگاه خود را ساکارتولو می نامند که هر دوی این نامها به نام خدای اساطیری و نیای مردم گرجی مربوط می شود. سیاحان و نویسندگان متعددی در آثار خود به کرات پیرامون محاسن گرجیها نوشته اند . شاردن سیاح مشهور فرانسوی می نویسد : نژاد مردم گرجی پاک ترین و اصیل ترین نژاد های مشرق زمین و اگر گزافه نباشد خالصترین نژادهاست.گرجی ها به طبع هوشمند قابل و مستعد می باشند.

گرجستان به دلیل شرایط عالی جغرافیایی ، اقتصادی و انسانی در طول تاریخ مورد توجه حکام و حکو مت های مختلفی همچون عثمانی ، ایران و روسیه بوده و همیشه در گیر کلاف سردر گم و پیچیده ای از مناسبات و مخاصمات بوده است.

اوج این امر در ایران عصر صفوی 907 تا 1135 ه. ق می باشد.

شاه اسماعیل اول ، شاه طهماسب اول و شاه عباس اول بارها به گرجستان تاختند.شاه طهماسب در چهار حمله خود حدود سی هزار گرجی را به ایران کوچانید .شاه عباس طی حملات مکرر و ویرانگرانه خود نزدیک دویست هزار گرجی را به اجبار روانه ایران ساخت .گرجیهایی که در عصر صفوی به ایران وارد شدند در نواحی ای همانند بهشهر مازندران ،قزوین ،اصفهان و فارس سکنی گزیدند . در دوره افشاریه نیز قریب سی هزار گرجی به ایران کوچانده شدند.در دوره قاجار نزدیک بیست هزار گرجی به ایران کوچانده شدند.

گرجیها هم اکنون در نواحی مختلف ایران پراکنده اند . اما عمدتاً در شهر های فریدونشهر،بوئین،میاندشت،نجف آباد،اصفهان،تهران،افوس و روستاهای چغیورت،سیبک،خنگ،نهضت آباد،داشکسن و آغچه زندگی می کنند.

در اکثر نقاط یاد شده گرجیها به زبان گرجی تکلم می کنند .اما در نواحی ای همانند بهشهر، خراسان،فارس و ...به دلایل مختلف از جمله تفوق فرهنگ و زبان های دیگر زبان گرجی فراموش شده است.فریدونشهر و بوئین میاندشت بزرگترین و اصلی ترین نواحی گرجی نشین ایران هستند.

گرجی ها بعد از ورود به ایران به دلیل لیاقت ذاتی و صداقت و پشتکار به سرعت مدارج و پله های ترقی را در دولت صفوی پیمودند.

آنها طبقه ای ذی نفوذ و قدرتمند را در دربار  صفوی تشکیل دادند . در عصر شاه عباس به دلیل سیاست های خاص وی گرجی ها به سرعت به بالا ترین مقامات و مناصب لشکری و کشوری ارتقاء یافتند .

در منابع صفویه به اسامی فراوان و متعددی از حکام ، امرا و شعرای گرجی بر می خوریم که در تشکیلات کشوری و لشکری و فرهنگی ایران در صدر امور بوده اند . گل سرسبد شخصیت های گرجی در ایران که خدمات شایسته و عظیمی انجام دادند افراد خاندان  اوندیلادزه یعنی اللهوردیخان و امام قلی خان بودند.

اللهوردیخان که در کودکی به اسارت آورده شده بود به دلیل لیاقت و صداقت به سرعت مدارج ترقی را پیموده و به بالاترین منصب آن زمان یعنی اولین سپهسالار شاه عباس دست یافت. وی بانی پل اللهوردیخان است به یاد حروف زبان مادریش برای آن سی و سه دهانه تعبیه کردند.

فرزند وی امامقلی خان حاکم تمامی فارس بود که علاوه بر انجام خدمات عمرانی زیاد به بیش از یک قرن حضور غاصبانه پرتغالیها در ایران خاتمه داد و آنها را از خلیج فارس اخراج کرد.

گرجی های ایران همانند سایر اقوام ایرانی در مدت چهار قرن حضور خود در ایران در تلخ و شیرینی های تاریخ ایران شریک بوده اند .

آنها در مقابل افاغنه مردانه ایستادند .نادر را در اخراج بیگانگان یاری دادند .در مشروطیت موثر و در شکل گیری انقلاب اسلامی نقش به سزایی ایفا کردند در دفاع مقدس همگام با دیگران از میهن دفاع کردند و جوانان رشید گرجی، جان خود را فدای این مرز پرگهر کردند.

 

 
/ 5 نظر / 14 بازدید
mehdi

آخر ای باد صبا بوئی اگر می آری به مياندشت گذر کن که مرا يار آنجاست درد دل پيش که گويم غم دل با که خورم روم آنجا که مرا محرم اسرار آنجاست نکند ميل دل من به تماشای چمن که تماشای دل آنجاست که دلدار آنجاست

mehdi

گرجم گرج ايرانم ايران دين و ايمانم

mehdi

من گرجی زاده ام وزبان مادريم گرجی من تمام ذهنم را واژه ؛ م سونی ميقرس ؛ پرکرده است من همه را دوست دارم دوستت دارم را با من بسيار بگو دوستم داری را از من بسيار بپرس من پر آوای چکاوک هستم و شوق پرواز چون پرستو همه وجودم را پر کرده است من از بام ايرانم از بلندترين شهر ايران مياندشت مهد دليران من تمام افتخار خويش را از ميان سنگدانه های سرزمين مادری پيدا خواهم کرد و راز زمين را به گل سرخ واقع در ؛دورزوم ؛ خواهم گفت من پر از تکرارم اما نا مکرر من عاشق سرزمينهای شاهی ؛ سغينو ؛هستم و روزی تمامی انجا را آباد خواهم کرد من گنج وجودم را در سزمين های ؛ سسی نين ؛ پنهان کرده ام تا شايد گدايی ژنده پوش و يا کودکی بازيگوش روزی آنرا پيدا و به تمام عالم جار بزند من گرجيم و نهادم با ؛گچيک ؛ و ؛ بنديستوی : عجين می باشد من پر از تکرار نا مکررم من از کوه ؛ شمته ؛ استواری و سخاوت و از کهريزی ؛ بخشندگی تميزی و زيبايی را آموخته ام

چوقروتلی.اصلانت قری

ارمین کارتولس ارمسویس.مه تیل ایرانیس خلخی مینخو اروین کارتولسویت سقورولی ارری.مه تیل کارتولبی میقورس.

چوقروتلی.اصلانت قری

حاضر به همکاری برای طراحی سایت برای گرجیان.درصورت مایل بودن برام ایمیل بفرستید